محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2844
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفت : « ت را به كشتن دادم . وقتى كه كسى براى حمايت تو نباشد . » گويد : معاويه او را پيش زياد فرستاد و به او نوشت : « اما بعد اين عنزى از همه كسانى كه فرستاده بودى بدتر بود ، او را عقوبتى كن كه شايستهء اوست و به بدترين وضعى بكش » گويد : « و چون او را پيش زياد بردند ، زياد او را سوى قس الناطف فرستاد كه آنجا زنده به گورش كردند . گويد : وقتى عنزى و خثعمى را سوى معاويه مىآوردند ، عنزى به حجر گفت : « اى حجر ، خدايت محفوظ دارد كه نيك مسلمانى بودى . » خثعمى گفت : « محفوظ مانى و مفقود نشوى كه امر به معروف مىكردى و نهى از منكر . » گويد : پس آنها را ببردند و حجر از پى آنها بگريست و گفت : « مرگ رشتهء دوستىها را مىبرد . » گويد : چند روز پس از كشته شدن حجر عتبة بن اخنس و سعد بن نمران را پيش معاويه بردند كه آزادشان كرد . نام كسانى از ياران حجر كه كشته شدند حجر بن عدى ، شريك بن شداد حضرمى . صيفى بن فيسل شيبانى . قبيصة بن ضبيعه عبسى . محرز بن شهاب سعدى منقرى . كدام بن حيان عنزى . عبد الرحمان بن حسان عنزى . عبد الرحمان را پيش زياد فرستاد كه در قس الناطف زنده به گور شد . پس ، هفت نفر بودند كه كشته شدند و كفنشان كردند و بر آنها نماز كردند . گويند : وقتى حسن بن على از كشته شدن حجر و يارانش خبر يافت گفت : « بر آنها